
/**/
مترسک انقدر دستهایت را باز نکن
کسی تو را در آغوش نمیگیرد
ایستادگی تنهایی می آورد

/**/
به سلامتی پدر بزرگـا که یه بار هم خوجگل ، جوجو ، عسیسم نگفتن
ولی با زنشون ۵۰ سال عاشقـــانه زندگـــی کردن.
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
سهراب
جامعه دو طبقه دارد:
1: طبقه ای که می خورد و کار نمی کند
2: طبقه ای که کار می کند و نمی خورد!
می گویند : شاد بنویس ...
نوشته هایت درد دارند!
و من یاد ِ مردی می افتم...
که با کمانچه اش ،
گوشه ی خیابان شاد میزد...اما با چشمهای ِ خیس ... !!
خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد
به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکم
به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد
تا خدا هست جایی برای نا امیدی نیست
(دیوار نوشته ای مربوط به ویرانه های جنگ جهانی دوم)
نگاه هرز جامعه از قدیسه، فاحشه ساخت...
چون
مثل آنها نبود!!!
گوسفندان را چوپانشان دارد می درد، به نام تو...!
آرام بخواب....!
گرگ برای خودش شرافتی دارد
حالا که انسان دردنده شده است....!
کاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد
تا چراغی گردد دست اندیشه مان . . .
شیخی به زنی فاحشه گفتا، مستی
هر لحظه به دام دگری پا بستی
گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم
آیا تو چنان که مینمایی هستی؟!!
" حكيم عمرخيام "
ای مالک!
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی،
فردا به آن چشم نگاهش مکن
شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی!!
«شاه مردان امير مومنان»
عاشق زمستان و برفم ، او را نمی دانم ...
من و زمستان ، هیچوقت او را نفهمیدیم
اگر...
اگر گناه وزن داشت...
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید ، کمر شکسته ترین بودم...
تنهایی...
این واژه را بلندترین شاخه ی درخت خوب می فهمد...
در زندگیت به کسی اعتــــماد کن ،
که به او ایمــــان داری نه احســاس . .

بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.
اما زمان تولد ، یک زن تا 57 واحد درد را احساس میکنه
این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!
مادرتون رو دوست داشته باشید
در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد
در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!!!
« دکتر علی شریعتی »